تبليغاتX
عاشقانه


دوستت دارم

دوستت  دارم

از متن نامه ی یک سرباز  به همسرش

 

 

با تفنگی که بر دوش

کمی از این رخنه ای که کرده ایم در آنها

و ساعتی که تنظیم شده روی پنج

                    نمی دانم چرا ؟

اما قرار نبود غم انگیزتر باشد همه چیز اینقدر

برای ما /که دیگر نشنوی تمام که می شود روز

عبور آوازم را در ساحل

چطور بگویم

در واقع بی وقفه تو را دوست داشته ام

                                  و دیگر هیچ

اما تفنگی که دارم بر دوش

می دانم چه هولناک امانم نمی دهد اما

قربانت    تا ساعت پنج

نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 6:53 بعد از ظهر توسط شهرام |