میان آب و آتشم برای چشمهای تو
از آن زمان که دیدیمت، همان یکی دو ماه پیش
نیمه شعبان،این عید بزرگ بر همه شما مبارک باد.
او که نامش با لبانم اشناست
من گل نرگس برایش چیده ام
باورم کن خواهد آمد با وفاست
امشب از فرط جنون در سینه دل
یک نفس تا صبح هوهو می کند
آخر این دل، این دل دیوانه ام
دست احساس مرا رو می کند
نذر کردم لحظه تنگ غروب
نذر یک شب اشک نیلی ریختن
بر سر هر کوچه شهر خیال
گام ها فرسوده ام در کوچه ها
کوچه های خالی دورو دراز
بی قرارم،نا شکیبم،مست مست
امشب از یاد تو لبریزم بیا
آه می خواهم که قبل از مرگ خویش
دست بر دامانت آویزم بیا
خواهد آمد ای دل دیوانه ام
او که نامش با لبانم آشناست
من گل نرگس برایش چیدهام
باورم کن خواهد آمد با وفاست
امیدوارم هر جا که هستین،غرق در خوشبختی رسیدن به آرزوهایتان باشین.
آقا شهرام یه مدتی نمی تونن آپ کنن.چون به شدت مشغول هستن.
امیدوارم تو این مدت که من آپ کردن وبلاگ رو انجام میدم، راضی باشین.
خوشحال میشم که نظر و پیشنهاداتتون رو برام بفرستین.![]()
نوشته شده توسط ؟
امروز من همانم ! هنوز هم قلبم براي نفسهاي گرم تو مي تپد ...
ولي ديوار قلبت را تارهاي فراموشي در هم تنيده است .
ديگر صدايت آن شور عشق را ندارد ...
نگاهت را از من دريغ نکن ...
بر تو چه شده است عزيز شبهاي تنهايي من ؟...........................
با عشق دعا کن
اگر با کلمات دعا می کنی ، واژه هایت را از عشق پر کن
و آنها را از اعماق قلبت برای خدا بازگو کن.
وقتی دعا می کنی از ته دل با وی سخن بگو.
به پروردگارت نشان بده که حاضری
تمام وجودت را به پایش قربانی کنی.
راحت و ساده سخن بگو و بگذارتا قلبت هر چه را می خواهد به
حضرت دوست بگوید.
چراغ دلت را روشن نگه دار!!!!!!!!!
عشق باید ماندگار باشد و شرط پابرجایی اش
این است که دایم به آن نیرو بخشی.
یک چراغ نفتی تا آن زمان روشن می ماند که نفت ،
قطره قطره به آن برسد.
وقتی هیچ نفتی نباشد ، هیچ نوری نیست و
زمانی فرا می رسد که معشوقت به تو می گوید :
" تو را نمی شناسم ".
قطره های نفت چراغ عشق ما چیست؟
چیز هایی مانند لذت بردن از زندگی ، صبر، ساکت بودن،
به درد و دل دیگران گوش دادن و................
خدا را در آن دور دست ها جستجو مکن.او در درون توست.
مواظب چراغ دلت باش تا او را ببینی.
گویند درمان سوز عشق، وصال معشوق است
اما چون عاشق و معشوق
یکی شوند
لفظ عشق می ماند و بس
فاصله ها عشق های کوچک را از بین می برد
وعشق های بزرگ وواقعی را تداوم می بخشد.
مثل باد که شمع را خاموش
وآتش را شعله ور می سازد
شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم
خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم
خداحافظ و این یعنی دراین اندوه میمیرم
در این تنهایی مبهم که می بندد به زنجیرم
وبی تو لحظه ای حتی دمم طاقت نمی آرد
وبرف ناامیدب بر سرم یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق،از دل بستگی هایم
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم
همیشه با تو بودن های من دیری نمی پاید
و بعد از تو کسی دیگر به دیدارم نمی آید
تمام لحظه های من پر از تکرار بی رحمیست
چگونه می توان با این همه نامهربانی زیست
ببین دلتنگ و دلتنگم و از بی حاصلی لبریز
واین را خوب می دانم که می پوسم در این پاییز
و تو از یاد خواهی برد تمام خاطراتت را
و من میمیرم از ترس ملال و رخوت فردا
تنها ترانه ای که دریای چشمانم را طوفانی می کند
تقدیم به بهترینم ،شهرام
از طرف ؟
چه لحظه خوبی بود..
من و تو و خدا....
بچه ها خوب هستین منتظراپ شدن وبلاگ هستین ولی من نمی تونم اپش کنم
یه نفر دیگه باید اپ کنه